نحو
[نَحْوْ] (ع اِ) راه (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) طریق (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) طریقه (ناظم الاطباء||) اسلوب (ناظم الاطبا) (غیاث اللغات) طرز طور شکل (یادداشت مؤلف ||) نوع (ناظم الاطباء) قسم گونه (یادداشت مؤلف) : دوستان را به تو هر روز به نحوی طربی دشمنان را ز تو هر روز به نوعی ضرری فرخی || سوی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نزد (ناظم الاطباء) جهت (اقرب الموارد) (ناظم الاطبا) (معجم متن اللغه) جانب (اقرب الموارد) ناحیت شطر ج، انحاء، نُحُوّ || مثل (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) همچون مانند (ناظم الاطباء ||) آهنگ قصد (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد)( 1) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) آهنگ (دهار ||) مقدار (اقرب الموارد) (المنجد) (ناظم الاطباء) نزدیکِ قریبِ (یادداشت مؤلف) در حدودِ : پس از آنجا بازگشت نحو پنج هزار مرد اسیر گرفت (تاریخ سیستان) تا ز آن حشریان اندر آن هزیمت نحو سه هزار مرد کشته شد (تاریخ سیستان) ج، انحاء، نُحُوّ، نُحیّه (|| مص) برگردانیدن (از منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات) برگرداندن کسی را از چیزی: نحا فلاناً عنه؛ صرفه (اقرب الموارد ||) آهنگ کردن به سوی چیزی یا کسی (از منتهی الارب) (آنندراج) قصد چیزی کردن (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) (از منتهی الارب) قصد کردن (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) آهنگ کردن (دهار ||) پیروی از کسی کردن (از المنجد) همانند قصد کسی کردن: نحا نحو فلان؛ قصد قصده (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد ||) بخمیدن به جانبی یا کج گردیدن در قوس خود (از منتهی الارب) مایل شدن به یکی از دو طرف خویش یا منحنی شدن در قوس خود (از اقرب الموارد ||) برگردانیدن نظر به سوی کسی (آنندراج) (اقرب الموارد) (از المنجد) چشم سوی کسی آوردن (تاج المصادر بیهقی) ( 1) - و آن ظرف است و اسم، و از آن است نحو برای اعراب کلام عرب زیرا متکلم به وسیلهء آن قصد میکند منهاج کلام ایشان را در حال اِفراد و ترکیب (از اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
