نحب
[نَ] (ع اِ) آهنگ (منتهی الارب) (آنندراج ||) همت (اقرب الموارد ||) برهان || حاجت (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد ||) سرفه (منتهی الارب) (آنندراج) سعال (اقرب الموارد ||) خواب (منتهی الارب) (آنندراج) نوم (لسان العرب||) یوم (اقرب الموارد)( 1 ||) فربهی (منتهی الارب) (آنندراج) سمن (اقرب الموارد ||) سختی (منتهی الارب) (آنندراج) شدت (اقرب الموارد ||) قمار || موت || اجل (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد ||) طول (اقرب الموارد ||) مدت (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) روزگار: قضی نحبه؛ مدت به سر آورد بمرد (یادداشت مؤلف ||) نذر (اقرب الموارد) (از مهذب الاسما) گویند: قضی نحبه؛ یعنی مرد کشته شد در راه خدا گوئی مرگ نذری بوده است بر گردن وی هو نحب علیه؛ ای نذر (اقرب الموارد ||) هنگام (منتهی الارب) (آنندراج) وقت (اقرب الموارد ||) نَفس || شتر کلان جثه (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد ||) امر بزرگ و سترگ (منتهی الارب) (آنندراج) خطر عظیم (اقرب الموارد (||) مص) سخت گریستن (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) اشدالبکاء (اقرب الموارد ||) آواز برداشتن در گریه نحیب (منتهی الارب) (آنندراج) به گریه صدا بلند کردن (از اقرب الموارد ||) با هم گرو بستن به تاختن (منتهی الارب ||) مراهنه (ناظم الاطباء): نحب به نحباً؛ راهن (اقرب الموارد ||) نذر کردن (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی) چیزی بر خود واجب کردن (ترجمان علامهء جرجانی ||) مردن (منتهی الارب) (آنندراج) بیمار کردن و بمردن (زوزنی ||) در خواب شدن || به شتاب رفتن، یا سبک رفتن (منتهی الارب) (آنندراج) کوشش کردن در سیر (از اقرب الموارد) سیر سریع یا خفیف (از اقرب الموارد ||) سرفیدن شتر، یا سرفیدن (از منتهی الارب) (آنندراج) نحاب (اقرب الموارد) ( 1) - در تاج العروس آرد: است به نون « نوم » چنین است در نسخه ها به یاء تحتانی، و در لسان العرب ،« الیوم » النحب.
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
