نجیل
[نَ] (ع اِ) هرم که نوعی از گیاه شور است و برگ شکستهء آن (منتهی الارب) (آنندراج ||) نجیر گزمازج ثمره الطرفاء (از برهان قاطع) (از آنندراج) گزمازه بار درخت گز (ناظم الاطباء) نجم نجیر ثیل اغرسطس( 1) (یادداشت مؤلف) رستنی است که نجلیات از قصیل آن بود و ریشه های آن به کثرت پراکنده و گسترده می شود چنانکه ریشه کن ساختن آن دشوار است و برای کشت زیانی عظیم دارد و نیز نجیل آنچه از برگ نجیل شکسته شود (از المنجد) ج، نُجُل رجوع به ثیل شود ( 1) - کلمهء مغربی در مستعینی آمده: نجم، و هو النجیل الذی تعرفه العامه بالنجیر، و در ابن البیطار: Gramen = Chiendent = « نجیل » به جای از حاشیهء ص 2119 برهان قاطع چ معین) ) « دزی ج 2 ص 642 » اهل المغرب یسمونه بالنجیر، بالراء المهمله.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
