نجاره
[نِ رَ / رِ] (ص) مخفف خوش نجاره یعنی اصیل در لغت عرب نِجار بمعنی نژاد و اصل است و گمان میکنم در فارسی آن را نجاره کرده اند و بمعنی اصیل و نجیب به کار برده اند، آنگاه که خوش نجاره گفته اند، و گاهی هم که نجارهء تنها گفته اند همین معنی خواسته اند (از یادداشت مؤلف) : تو هیدخی و همی نهی مخ بر کرهء توسن نجارهمنجیک و هزار اسب نجاره و هزار اسب تازی و هزار استر بروعی (ترجمهء طبری بلعمی) آنکه تدبیر او سواری کرد بر جهان نجارهء توسنفرخی صد اسب تازی و سیصد نجاره ( ز گوهر همچو گردون پرستاره (منسوب به فرخی)( 1) پیام آور فرودآمد ز باره نه باره بلکه پیلی بد نجاره( 2) (ویس و رامین) ( 1 در چ ،« بچاره » : - ولی ظاهراً از ویس و رامین است (یادداشت مؤلف) ( 2) - تصحیح قیاسی از مرحوم دهخدا است در چ هند « طخاره » : تهران.
درگاه پرداخت ایران کیش برای ووکامرس
با ایرانکیش، پرداخت آنلاین مشتریان فروشگاه ووکامرس شما سریع، ایمن و با پشتیبانی شبکه شتاب انجام میشود.
مشاهده جزئیات محصول
