نبیره
[نَ رَ / رِ] (اِ)( 1) بمعنی فرزندزاده باشد عموماً، و پسرزاده را گویند خصوصاً، و بعضی دخترزاده را هم گفته اند (برهان قاطع) (از غیاث اللغات) و بعضی دیگر پسر پسر و پسر دختر را میگویند (برهان قاطع) فرزندزاده (انجمن آرا) (آنندراج) (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء) پسرزاده دخترزاده (ناظم الاطباء) پسر پسر پسر دختر (اوبهی) (ناظم الاطباء) پسرزاده (جهانگیری) فرزند فرزند (اسدی) (صحاح الفرس) حافد (ترجمان القران) سبط (دهار) حفید نافله نبیر نبسه نبیسه نواده نواسه نوازده فرزند نوه ولدالولد فرزند فرزند فرزند چهارم || پسر پسر : چو گشتاسب روی نبیره بدید شد از آب مژگان رخش ناپدید بدو گفت اسفندیاری تو بس نمانی جز او را به گیتی به کسفردوسی پس پشت لشکر کیومرث شاه نبیره به پیش اندرون با سپاهفردوسی نیا چون شنید از نبیره سخُن یکی رای پیرانه افکند بنفردوسی گر بدیدی تن چو کوه تو را به نبرد اندرون نبیرهء سامفرخی برآمد مر آن شاه را روزگار پسرْش از پس او شده شهریار پسر نیز رفته به راه پدر نبیره ببسته به جایش کمراسدی به هر طرف که تو از حمله گرز برداری بخیزد احسنت از تربت نبیرهء سام مسعودسعد || پسر دختر : بدو گفت پور سیاوش رد توئی ای پسندیدهء پرخرد نبیره یْ سپهدار توران سپاه که ساید همی ترگ بر چرخ ماهفردوسی ز مادر نبیره یْ شمیران شهم ز هر گونه ای با خرد همرهمفردوسی و بوبکر عبدالله که نبیرهء امیر خلف بودی از سوی دختر (تاریخ سیستان) با دختر و داماد و نبیره به جهان در میراث به بیگانه دهد هیچ مسلمان؟ ناصرخسرو گفتا که منم امام و میراث بستد ز نبیرگان و دخترناصرخسرو || فرزند فرزند فرزند بطن سوم پشت سوم (یادداشت مؤلف) : چگونه نباشیم امروز شاد که داماد ما شد نبیره یْ قبادفردوسی || فرزندزاده هرچند که دور باشد (یادداشت مؤلف) نسل هرچند که دور باشد : نبیره یْ سماعیل نیک اختر است که پور براهیم پیغمبر استفردوسی به ایران پس از رستم پیلتن سرافراز لشکر منم زَانجمن نبیره یْ منوچهر شاه دلیر که گیتی به تیغ اندر آورد زیرفردوسی نبیره یْ فریدون به تاج و نگین سر سروران شاه توران زمینفردوسی ای سربه سر تکلف وی سربه سر سلف ابلیس را نبیره و نمرود را خلفبهرامی معزول گشت زاغ چنین زیرا چون دشمن نبیرهء زهرا شدناصرخسرو ای نبیره یْ آنکه زو شد در جهان خیبر سمر دیر برناید که تو بغداد را خیبر کنی ناصرخسرو داد من بی گمان به حق بدهی روز حشر از نبیرهء عباسناصرخسرو هست بنده نبیرهء آدم در همه چیز اثر کند انسابسوزنی ز ناسزایان تخت نیا گرفت به تیغ نبیره را چه به از مسند نیا دیدن؟سوزنی شاد باش ای نتیجهء حیدر دیر زی ای نبیرهء رستمسوزنی دوش دیدم به خواب آدم را دست حوا گرفته اندر دست گفتمش سوزنی نبیرهء توست گفت حوا به سه طلاق ار هست حمیدالدین بخارائی || در تداول فارسی امروز، فرزند نتیجه را نبیره گویند، یعنی پشت چهارم را بدین ترتیب: 1- فرزند -2 نوه 3- نتیجه 4- نبیره 5- نبینه (یادداشت مؤلف (||) ص) خفیه پنهان (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) ظاهراً مصحف نبهره است بمعنی فرزندزاده) که از napat اوستائی )nap از ریشهء navirak) napirak) (از حاشیهء معین بر برهان قاطع) ( 1) - پهلوی فرزند فرزندزاده، اراک (سلطان آباد) نیز : nabira کتیبه های ساسانی) و نبیرهء فارسی ساخته شده، در خراسان )nap آن فرزند نواده : ندیم بخت جوان باش تا به کام و مراد نبیرهء پسر خویش را ببینی پیر معزی (ص 382 دیوان از حاشیهء : nabira برهان قاطع چ معین).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
