نبات
[نَ] (اِ) اسم پارسی قند است که آن را فانیذ گویند (انجمن آرا) (آنندراج) نوعی قند مصفا که بعضی اهل هند آن را مصری گوید (غیاث اللغات) شکر تبدیل شده به بلورمانند که الفاظ دیگرش قند مکرر و فانیذ است( 1) (فرهنگ نظام) مأخوذ از تازی، شکر مصفای بلوری شده که پرویز نیز گویند (ناظم الاطباء) شکر پختهء رنگ بگشتهء متبلورشده (یادداشت مؤلف)( 2) شکر طبرزد : و عمال را بفرمود تا نی شکر بکارند به عمل گاه آمل که سال بیست وپنجهزار من قند و نبات و شکر سپید حاصل بودی (تاریخ طبرستان) سرخ گلی سبزتر از نیشکر خشک نباتی همه جلابِ ترنظامی تو را رخ چون گل و لب چون نبات است غلط گفتم لبت آب حیات استنظامی وقتی به قهر گوی که صد کوزهء نبات گه گه چنان به کار نیاید که حنظلیسعدی بر کوزهء آب نِه دهان را بردار که کوزهء نبات استسعدی این نبات از کدام شهر آرند تو قلم نیستی که نیشکریسعدی راست زهری است شکّرین انجام کج نباتی که تلخ شد زو کاماوحدی گفتم که لبت گفت لبم آب حیات گفتم دهنت گفت زهی حب نباتحافظ بی تعلق شو که قنادی چو میریزد نبات قالبی امروز می سازد که فردا بشکند ؟ (از آنندراج) -امثال: خر چه داند بهای قند و نبات؟ ( 1) - این معنی مجاز از اول [ نبات، روئیدنی ]است، چه نبات را به شکل شاخهء درخت می سازند و به آن شاخ نبات هم گویند (فرهنگ نظام) ( 2) - مخفف عسل نبات است و مراد شکر است، چه عسل از حیوان پدید می آید و اولین شیرینی او بود و سپس که به شکرنی آشنا شدند آن را عسل نبات یا عسل النبات نام کردند (یادداشت مؤلف).
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
