ناهض
[هِ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی از نهض و نهوض است رجوع به نهوض شود || چوزهء مرغ بال تمام راست کرده و آمادهء پریدن شده (منتهی الارب) (آنندراج) جوجهء پرنده ای( 1)که آماده و مستعد پریدن شده است (از اقرب الموارد) یا آنکه بالهایش را برای پریدن باز و منبسط می کند (از معجم متن اللغه) بچهء کبوتر که فرا پریدن آمده باشد (مهذب الاسماء) کبوتربچه که به پریدن نزدیک شده باشد جوجه || راه صاعد در کوه (از معجم متن اللغه) (ناظم الاطباء ||) مکان مرتفع (از معجم متن اللغه) (از المنجد ||) گوشت اعلای بازوی اسب (منتهی الارب) (از آنندراج) گوشتی که بر قسمت بالای بازوی اسب ظاهر شود، یا گوشتی که در ظاهر بازو، از بالا به پائین جمع شود یا رأس المنکب (از معجم متن اللغه) گوشت میان بازو (مهذب الاسماء) گوشت بالای بازو ج، نواهض ( 1) - یا جوجهء عقاب، مخصوصاً (معجم متن اللغه).
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
