نامرادی
[مُ] (حامص مرکب) ناامیدی یأس حرمان (ناظم الاطباء) ناکامی : نامرادی را بجان دربسته ام خدمت غم را میان دربسته امخاقانی نامرادی مراد خاصان است پس قدم در ره امل منهیدخاقانی و در این نامرادی بود تا در شب دوشنبه از دنیا به عقبی رسید (جهانگشای جوینی) این همه سختی و نامرادی سعدی گر تو پسندی سعادت است و سلامت سعدی اگر مراد تو ای دوست نامرادی ماست مراد خویش دگر بار می نخواهم خواست سعدی هرکه در این کسوت تحمل نامرادی نکند مدعی است و خرقه بر وی حرام (مجالس سعدی) افسوس ز هجر یار جانی افسوس فریاد ز دست نامرادی فریادمیرزا کافی نه هجرت غم دهد نی وصل شادی یکی دانی مراد و نامرادیوحشی چو دید از یک نظر یک عمر شادی رسیدش نیز عمری نامرادیوصال کجا شیرین کجا آن دشت و وادی کجا شیرین و کوی نامرادیوصال || ناخشنودی (ناظم الاطباء) : چو غوغا کند بر دلم نامرادی من اندر حصار رضا میگریزمخاقانی || هر چیز نادلپسند و ناخوش آیند (ناظم الاطباء).
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
