ناگذران
[گُ ذَ] (نف مرکب) ناگزیر ضروری دربایست غیرقابل اجتناب واجب لابدمنه که کمال احتیاج بدوست و از آن چشم نتوان پوشید (یادداشت مؤلف) : که امروز سوری ناگذران این دولت است (تاریخ بیهقی) بنده را شادیی است ناگذران که گذر سوی کوی غم داردسوزنی پنداشتی که ناگذرانی تو در جهان پندار تو بس است عذاب تو ای پسرعطار بی نظیری چو عقل و بی همتا ناگزیری چو جان و ناگذرانعطار ناگذرانی تو خلق را که ز بس لطف ساکنی از تست عالم گذران را شمس طبسی || ناگوار (یادداشت مؤلف) : گفتی چه میخوری که سفالین [ کذا ] لبت تر است درد فراق ناگذران تو میخورمخاقانی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
