ناگاهی
(ق مرکب) ناگاه ناگهان : شب زمستان بود کپّی سرد یافت کرمکی شبتاب ناگاهی بتافترودکی گرد گرداب مگرد ارْت نیاموخت شنا( 1) که شوی غرقه چو ناگاهی ناغوش خوری لبیبی ناگاهی سیاهئی بر وی بگذشت (ترجمهء محاسن اصفهان 1) - ن ل: گرد گرداب مگرد ای بت نامخته شنا ) ( ص 75.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
