ناکشته
[کُ تَ / تِ] (ن مف مرکب)کشته ناشده غیرمقتول به قتل نارسیده : ناکشتهء کشته صفت این حیوان است منوچهری منم تنها چنین بر پشته مانده ز ننگ لاغری ناکشته ماندهنظامی || گچ یا آهک ناکشته؛ آب نادیده : بگیرند آهک ناکشته سه درمسنگ و بسرکه بسرشتند (ذخیرهء خوارزمشاهی).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
