ناکردنی
[کَ دَ] (ص لیاقت) کاری که شایستهء کردن نباشد (ناظم الاطباء) که سزاوار و درخور عمل نیست ناسزا ناشایسته ناروا آنچه نباید کرد محظورعنه ممنوع عنه : بپرهیزد از هرچه ناکردنی است نیازارد آن را که نازردنی استفردوسی ز ناکردنی کار برتافتن به از دل به اندوه و غم یافتنفردوسی به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته (تاریخ بیهقی) هر آنکو کند کار ناکردنی غمی بایدش خورد ناخوردنی ؟ (از سندبادنامه ص 179 ) چرا از پی سنگ ناخوردنی کنی داوری های ناکردنینظامی سرمست و بیقرار همی گفت و می گریست ناکردنی بکردم و نابودنی ببودعطار گر مرا این بار ستاری کنی توبه کردم من ز هر ناکردنیمولوی و هرگاه در یک نوع ناکردنی مداخلت کردی اخوات آن بزودی بدان پیوسته گردد که زلت ها به یکدیگر پیوسته اند (خردنامه ||) محال غیرممکن کاری که انجام پذیر نبود (ناظم الاطباء).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
