ناطور
(ع اِ) باغبان انگور و خرما (منتهی الارب) ناطر حافظ رزستان و نخلستان (از معجم متن اللغه) باغبان رزستان و نخلستان (ناظم الاطباء) حافظ الکرم و النخل (از اقرب الموارد) حافظ الکرم (المنجد)( 1)رزبان (زمخشری) ناظور ناظوره نگاهبان رزوان ج، نُطّار نطره نواطیر نُطَراء : به چرخشت اندر اندازی نگونم ز پشت و گردن مزدور و ناطورمنوچهری کرده بدرود باغ بلبل ازآنک مر چمن را ز باغ ناطور استمسعودسعد چون نکند رخنه به دیوار باغ دزد که ناطور همان می کندسعدی - امثال: التمر یانع و الناطور غیر مانع || حافظ زراعت (از معجم متن اللغه) حافظ الزرع (از اقرب الموارد) (المنجد) دشتبان (دستوراللغه) (زمخشری) دشتوان : جهان دیده پیری بر او برگذشت چنین گفت خندان به ناطور دشتسعدی || مهتر (یادداشت مؤلف) رجوع به ناظور شود || آنکه از دکل کشتی پاسبانی می نماید (ناظم الاطباء ||) پیرایه ای از الماس که زنان بر بالای پیشانی خود آویزند (از المنجد) ( 1) - لغت سریانی است (المنجد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
