ناصیه
[یَ] (ع اِ) موی پیشانی (غیاث اللغات) (ترجمان علامه جرجانی) (مهذب الاسماء) (معجم متن اللغه) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) موی بلند حصهء مقدم سر (فرهنگ نظام) ناصاه (مهذب الاسماء)( 1) قصاص الشعر فی مقدم الرأس( 2) (معجم متن اللغه) موی پیش سر که بشک نیز گویند (ناظم الاطباء) قصاص شعر از پیش روی طرهء جبین موی جلو سر : ناصیهء حورعین پرچم شبرنگ تست شهپر روح الامین پر سهام تو بادخاقانی ج، نواصی || پیشانی (فرهنگ نظام)( 3) پیشانی چکاک (ناظم الاطباء) در کتب فارسی به معنی پیشانی مستعمل است (غیاث اللغات) مقدم الرأس (المنجد) فارسیان به معنی پیشانی استعمال نمایند و این مجازست (آنندراج ||) روی چهره سیما (ناظم الاطباء) : ایام خط فتنه به فرق جهان کشید لن تفلحوا به ناصیهء او نشان کشیدخاقانی متأثر و متفکر شد و اثر غضب در ناصیهء مبارک او ظاهر گشت (سندبادنامه ص 76 ) هم از عهد خردی آثار بزرگی در ناصیهء او هویدا (گلستان سعدی ||) اذل الله ناصیته؛ ای عزه و شرفه (معجم متن اللغه) اذل فلان ناصیه فلان؛ اهانه و حط من شرفه و قدره (المنجد ||) وضع حالت (ناظم الاطباء (||) ص) ابل ناصیه؛ شتران بلندبرآمده در چراگاه (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) ارتفعت فی المرعی (معجم متن اللغه) ( 1) - و آن به لغت مردم طی ناصاه است (از معجم متن اللغه) ( 2) - و هی منبت الشَّعر فی مقدم الرأس لا الشَّعر (معجم متن اللغه) ( 3) - حصهء مقدم سر که بالای جبهه است (فرهنگ نظام).
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
