ناصرالدین شاه قاجار
[صِ رُدْ دی هِ](اِخ) ابن محمد شاه بن عباس میرزابن فتحعلی شاه قاجار چهارمین سلاطین قاجاریه است وی در ششم ماه صفر سال 1247 ه ق( 1) متولد و به سال 1313 پس از 49 سال سلطنت کشته شد تاجگذاری به سال 1264 ه ق که محمدشاه قاجار به علت نقرس درگذشت، ناصرالدین میرزا فرزند و ولی عهد وی در تبریز بود و بیش از هفده سال نداشت، مقارن مرگ محمدشاه در اکثر بلاد ایران فتنه ها برخاسته بود مردم کرمانشاه بر محبعلی خان حکمران خود شوریدند و اهالی شیراز بر نظام الدوله یاغی شدند در بروجرد اوضاع آرام نبود و حسین خان سالار در خراسان کوس یاغیگری می نواخت و سیف الملوک میرزا پسر ظل السلطان نیز در تهران به دعوی سلطنت برخاسته بود، در همچو اوضاع آشفته ای مهد علیا مادر ولیعهد با مساعدت علیقلی میرزا ( اعتضادالسلطنه و میرزا آقاخان وزیر لشکر زمام حکومت را در دست گرفت و به انتظار ورود پادشاه جدید به پایتخت، نشست( 2 ناصرالدین میرزا با شنیدن خبر مرگ پدر از تبریز حرکت کرد و با راهنمائی ها و مساعدتهای میرزا تقی خان وزیر نظام به تهران وارد شد و روز بعد تاج شاهی بر سر نهاد [ 23 ذیقعدهء 1264 ] و میرزا تقی خان وزیر نظام را قبل از ورود به تهران به امیرنظام ملقب کرد و سپس که به تهران وارد شد و بر تخت شاهی جلوس کرد او را اتابک اعظم خواند و مقام صدارت عظمی بدو محول داشت( 3)، اتابک اعظم که بعداً به نام امیرکبیر معروف شد یکی از وزیران پراثر نامدار ایران است و به دوران کوتاه مدت صدارت خویش در فرونشاندن آشوبها و استوار کردن پایه های تخت سلطنت ناصرالدین شاه کوشش ها کرد و آشوب خراسان را به سال 1266 به دست سلطان مراد میرزا حسام السلطنه با کشتن حسن خان سالار و فرزندش و برادرش فرونشاند از وقایع دوران سلطنت ناصرالدین شاه گذشته از فتنهء سالار در خراسان، یکی هم بسط دعوت سیدعلی محمدباب و پیدایش مذهب بابی است که مقداری از نیروی دولت و فکر شاه متوجه فرونشاندن آشوبهائی که بابیان در نقاط مختلف کشور برپا می کردند شد( 4) از اتفاقات نامطلوب عهد این پادشاه قتل امیرکبیر است که به اجماع مورخان بدترین اعمال ناصرالدین شاه و اشتباهی غیرقابل جبران بود، میرزاتقی خان امیرکبیر در مدت سه سال و دو ماه و کسری صدارت در شؤون مختلف کشور شروع به اصلاحاتی کرد اما ساعیان و حسودان شاه را نسبت بدو بدبین و از قدرت روزافزونش هراسان کردند تا سرانجام در روز بیست و پنجم محرم سال 1268 فرمان عزل او را صادر و به جای وی میرزا آقاخان اعتمادالدوله نوری را به صدارت انتخاب و امیرکبیر را به فین کاشان تبعید کرد و سرانجام فرمان به قتل او داد و یکماه و بیست و سه روز بعد از عزل وی به تاریخ هیجدهم ربیع الاول سال 1268 به فرمان شاه به حیات وی پایان داده شد( 5) جنگ خوارزم و هرات از وقایع زمان سلطنت ناصرالدین شاه جنگ خوارزم است: خان خیوه - محمدامین خان که دعوی استقلال داشت و خود را در مکاتبات هم شأن ناصرالدین شاه می دانست - لشکر به مرو کشید و آهنگ تسخیر سرخس کرد اما سپاه خراسان به فرماندهی فریدون میرزا به مقابلهء او شتافت و قبل از رسیدن لشکر خوارزمیان به سرخس جنگی سخت در پیوست محمدامین خان شکست خورده فراری شد و به دست سپاهیان ایران به قتل رسید و سر بریدهء او را به دربار ناصرالدین شاه آوردند به سال 1271 ه ق( 6) واقعهء مهم دیگری که در عهد این پادشاه اتفاق افتاد ماجرای لشکر کشیدن به هرات و فتح این شهر و از دست دادن آن است توضیح آنکه: محمدشاه به دوران سلطنت خویش به قصد فتح هرات بدان سامان لشکر کشید و به علت دخالت انگلستان مجبور به ترک جنگ شد، ناصرالدین شاه چون به سلطنت نشست، بر اثر جنگهای داخلی که در افغانستان به وقوع پیوسته بود سلطان مراد میرزا حسام السلطنه را مأمور فتح هرات کرد و حسام السلطنه شهر هرات را تسخیر کرد اما دولت انگلستان که مدعی سرسخت ایران در مسألهء هرات بود به جنوب ایران لشکر کشید و بوشهر را تصرف کرد سرانجام با مذاکراتی که فرخ خان امین الملک کاشانی - که بعداً به امین الدوله ملقب گشت - سفیر ایران در فرانسه با سفیر انگلستان در آن کشور به عمل آورد عهدنامه ای بین دولتین ایران و انگلیس منعقد گشت( 7) و به موجب آن مقرر گردید دولت انگلیس بنادر جنوبی ایران را تخلیه کند و دولت ایران نیز لشکر خود را فراخواند و از همهء دعاوی خویش برشهر هرات و سرزمین افغانستان خودداری نماید بر اثر این معاهده که به سال 1273 منعقد گردید، ناصرالدین شاه مجبور شد برای همیشه دست از هرات بشوید( 8) وزارتخانه های تازه پس از واقعهء هرات ناصرالدین شاه، میرزا آقاخان نوری را از صدارت معزول کرد و برای نخستین بار در تاریخ ایران به تشکیل شش وزارتخانه فرمان داد بدین قرار، وزارت خانه های: داخلی، خارجه، مالیه، جنگ، عدلیه، وظایف و در سال 1275 مجلسی به نام مجلس شورای دولتی از وزیران و اعیان و شاهزادگان تشکیل داد تا در باب اجرای امور و فرامین شاهانه طرف مشورت او قرار گیرند بر اثر جنگ نابسامان و بی حاصل هرات چون ترکمانان در مواقع مناسب به خراسان حمله می بردند و به چپاول می پرداختند به فرمان ناصرالدین شاه به سال 1276 شاهزاده حمزه میرزا به همراهی محمد میرزا قوام الدوله با لشکری مأمور سرکوبی ترکمانان شد اما چون پس از قتل امیرکبیر شیرازهء امور لشکری ایران از هم گسیخته بود و سران سپاه با یکدیگر نهانی اختلافها داشتند لشکر ایران در مرو از ترکمانان شکست خورد و بر اثر این شکست روسها به طرف جنوب پیشروی و شهر مرو را تصرف کردند دارالشوری به سال 1279 از طرف شاه فرمانی به عنوان کتابچه یا دستوارالعمل دیوان عدلیهء عظمی صادر گشت در این کتابچه وظایف و تکالیف وزارتخانه ها نسبت به عدلیه و تکالیف عدلیه نسبت به حکام تعیین شده بود ناصرالدین شاه که پس از عزل میرزا آقاخان نوری صدراعظمی انتخاب نکرده بود در سال 1281 میرزامحمدخان قاجار را به لقب سپهسالار اعظم ملقب کرد و او را در مورد مراجعاتی که وزرا داشتند قائم مقام خویشتن نمود و به وزیران دستور داد تا در مواردی که به تصویب مقام سلطنت نیاز دارند مطالب خود را به سپه سالار رجوع کنند و از او تصویب و دستورالعمل بخواهند، با صدور این فرمان میرزا محمدخان سپه سالار عملًا صدراعظم ناصرالدین شاه گشت دو سال بعد در سنهء 1283 شاه خود وظایف صدراعظم را به عهده گرفت و به وزیران امر کرد تا گزارش کارهای خود و مهام امور کشور را به اطلاع وی برسانند و هر وزیری مأمور شد در یکی دو روز از هفته به حضور شاه برای تقدیم گزارش شرفیاب شود در سال 1284 شاه سفری به خراسان کرد و دو سال بعد هم سفری به گیلان رفت و سال بعد [ 1278 ] شاه عزم سفر بغداد و زیارت عتبات نمود و در همین سفر خدمات میرزا حسین خان مشیرالدوله که سفیر ایران در [ دربار عثمانی بود جلب نظرش را نموده او را به وزارت عدلیه منصوب کرد و در التزام خود به تهران آورد [ اول ذیحجهء 1287 شاه پس از بازگشت به تهران امر به تشکیل دارالشورای کبری داد( 9) و مدتی بعد (در 13 رجب 1288 ) میرزا حسین خان مشیرالدوله را لقب سپه سالاری بخشید و یکماه و نیم بعد او را صدراعظم ایران کرد مشیرالدوله مردی دنیادیده و با تمدن غرب آشنا بود و با قدرت و اختیاراتی که از طرف شاه بدو داده شده بود به نظم و نسق امور مملکتی پرداخت و علی الخصوص به اصلاح وضع قشون توجهی مؤثر کرد و در پایان نخستین سال صدارت خویش گزارشی از اقدامات خود به شاه داد و شاه از او تقدیر کرد، در همین سال مشیرالدوله لایحه ای به عنوان تشکیل دربار اعظم تهیه کرد و به تصویب و امضای شاه رسانید، بر طبق این لایحه اسامی وزارتخانه ها و وظایف و حدود اختیارات هر وزیری مشخص شده بود( 10 ) سفر اروپا ناصرالدین شاه در سال 1290 به تشویق مشیرالدوله و با مقدماتی که ملکم خان ناظم الملک سفیر ایران در لندن فراهم کرده بود عزم سفر اروپا کرد، در این سفر مشیرالدوله نیز همراه شاه بود، ناصرالدین شاه در نخستین سفر اروپای خود از طریق بحر خزر با کشتی به حاجی طرخان و از آنجا به ساراتوف و از ساراتوف با راه آهن به مسکو رفت و سپس به ترتیب از شهرها و ممالک پطرزبورگ و ورشو و برلن و بروکسل و لندن و پاریس و ژنو و تورن و میلان و وین و استانبول دیدن کرد و مجدداً از طریق بحر اسود به روسیه و تفلیس و باکو رفت و از راه بندر انزلی به خاک ایران بازگشت، در این مسافرت که قریب پنج ماه مدت گرفت در همه جا سلاطین و رؤسای ممالک اروپا از شاه ایران به خوبی استقبال کردند در بازگشت شاه از اروپا مشیرالدوله به علت کارشکنی های درباریان تهران از مقام صدارت برکنار و به وزارت خارجه گماشته شد و رقیب وی میرزا یوسف آشتیانی ملقب به مستوفی الممالک عهده دار امور صدارت عظمی گشت به سال 1295 شاه برای دیدار از نمایشگاهی که در پاریس تشکیل شده بود برای دومین بار از طریق تبریز و تفلیس و ولادی قفقاز و مسکو و پطرزبورگ و ورشو و برلن به پاریس رفت و قریب یک ماه ونیم در پاریس اقامت جست و سپس از طریق وین، ولادی قفقاز، بندر پطروسکی، بندر انزلی به ایران بازگشت به سال 1303 میرزا یوسف خان مستوفی الممالک بدرود زندگی گفت و به جای او میرزاعلی اصغرخان امین السلطان که اخیراً طرف توجه و مقرب مقام سلطنت شده بود عهده دار امور مملکت گشت، و در سال 1310 شاه با عطا کردن لقب اتابک اعظم او را رسماً مقام صدارت داد وی آخرین صدراعظم ناصرالدین شاه بود و در سومین و واپسین سفری که شاه به سال 1306 به روسیه و آلمان و اطریش و فرانسه و بلژیک و هلند و انگلستان کرد از ملتزمان رکاب وی بود روابط خارجی، امتیازها در زمان ناصرالدین شاه مناسبات سیاسی و تجاری ایران با ممالک اروپائی توسعه یافت، به دوران این پادشاه خط تلگرافی در ایران - که هند و اروپا را از راه بوشهر و بندرعباس بهم وصل می کرد - بوسیلهء انگلیسیان کشیده شد( 11 ) در تنظیم امور سپاهی و تشکیل قوای نظامی معلمان اطریشی و مخصوصاً افسران روسی به ایران آمدند و خدمت کردند به دوران صدارت میرزاحسین خان مشیرالدوله به یکی از اتباع انگلستان به نام بارون جولیوس دو رویتر( 12 ) امتیازی داده شد تا به موجب آن وی اقدام به ساختمان راه آهن و استخراج معادن و تأسیس بانک ملی کند، اما چون افکار عمومی با چونین امتیازی که تسلط و نفوذ بیگانگان را در ایران افزایش می داد موافق نبود و روس ها نیز با توسعهء نفوذ انگلستان در ایران به شدت مخالف بودند، شاه پس از مراجعت از نخستین مسافرت خویش به اروپا امتیاز رویتر را لغو کرد و اندکی بعد به جبران لغو این امتیاز بدو داده شد تا با مبلغ یک میلیون لیرهء « بانک شاهنشاهی ایران » و خسارتی که رویتر ادعا می کرد، امتیاز تأسیس بانکی به نام استرلینگ به کار پردازد و حق طبع و نشر اسکناس نیز مخصوص این بانک باشد روس ها هم به رقابت انگلیس ها، اجازهء تأسیس بانک استقراضی رهنی را در تهران تحصیل نمودند از جمله امتیازهای مهم دیگری که ناصرالدین شاه به خارجیان داد، امتیاز انحصار خرید و فروش تنباکو است ناصرالدین شاه در سفر سوم خود به اروپا این امتیاز را در برابر سالی 15000 لیرهء انگلیسی به علاوهء یک چهارم از منافع به مدت پنجاه سال به تاجری انگلیسی واگذار کرد ولی این امتیاز با مخالفت سخت روحانیون و مردم مواجه گشت و بر اثر اعتراض ها و اعتصاب هائی که اغلب موجب اغتشاش اوضاع و کشمکش میان ملت و دولت گردید سرانجام ناصرالدین شاه مجبور شد امتیازی را که داده بود لغو کند( 13 ) و خسارت کمپانی را بپردازد خدمات او ناصرالدین شاه چهل ونه سال تمام بر ایران سلطنت کرد، چند سال آغاز سلطنتش بر اثر سرکشی یاغیان و فتنهء بابیان هیجانهائی به همراه داشت و چند سالی هم از دوران اخیر پادشاهی وی با تشنجاتی که بر اثر انحصار تنباکو پیش آمد و نفوذی که خارجیان در امور داخلی مملکت اعمال می کردند، همراه بود بقیهء دوران شاهی وی با آرامش و امنیت قرین بود، از کارهای مفید و اقدامات مؤثری که درعهد این پادشاه در ایران انجام گرفت این موارد است: تأسیس مدرسهء دارالفنون، ایجاد تلگراف خانه و ضرابخانه و کارخانهء چراغ گاز و پست خانه و کارخانه های توپ ریزی و باروت کوبی و فشنگ سازی، ایجاد نظمیه، تشکیل سربازخانه ها در ولایات، بنای قلاع سرحدی، تشویق و توسعهء صنایع دستی بافندگی، ساختمان و مرمت جاده های عمومی، توجه به کشف و استخراج معادن، ایجاد و تأسیس بیمارستانها و داروخانه ها، تأسیس چاپخانه و نشر روزنامه، ایجاد مجلس شورای دولتی و تعیین وزارتخانه های مرتب و وزیران مسئول ناصرالدین شاه در کار سلطنت پادشاهی مقتدر بود، در دوران طولانی سلطنت وی - چنانکه گذشت- حوادث مهمی در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران پدید آمد که خود مقدمهء حوادث و اتفاقات مهمتر بعدی بود، در عهد وی رفت وآمد اروپائیان به ایران فزونی گرفت و با همهء منع شدیدی که در اواخر پادشاهی خویش از عزیمت جوانان و به خصوص دانشجویان ایرانی به فرنگ ابراز می نمود و مطلقاً با مسافرت محصلین ایران به اروپا مخالفت می ورزید( 14 ) کسانی به اروپا رفتند و هرکس در مراجعت برخی از آداب و سنن فرنگی را با خود به ارمغان آورد، این ازفرنگ آمدگان اندک اندک هم وطنان خود را با تمدن غربی و مخصوصاً اوضاع سیاسی و اجتماعی اروپا آشنا کردند، در اواخر عهد وی در گوشه و کنار مملکت به ویژه در پایتخت انجمن های سری تشکیل گردید و داعیهء آزادیخواهی و قانون طلبی - به صورت تقاضای تأسیس عدالتخانه- در سرها پدید آمد موفقیتی که با لغو امتیاز انحصار تنباکو نصیب روحانیون و مردم شد، این داعیه ها را قوت بخشید و رفته رفته مردم آمادهء نهضتی شدند که پس از قتل ناصرالدین شاه و به دوران سلطنت فرزندش مظفرالدین شاه به صورت انقلاب مشروطیت پدیدار گشت و یکباره زندگی سیاسی و اجتماعی ایران را دگرگون ساخت صفات و ذوقیات او ناصرالدین شاه در زندگی خصوصی مرد زن دوستی بود، زنان عقدی و صیغهء فراوان داشت تعداد همسران او را بالغ بر صد تن نوشته اند فرزندان زیادی نیز از او باقی مانده است مرد أکول و خوش خوراکی بود و به تنقلات علاقه ای فوق العاده داشت، به قهوه و قلیان هم رغبتی فراوان می نمود، به شکار و گردش و نقاشی دلبسته بود، خطی خوش و پخته داشت، مردی ادیب و شعرشناس بود و خود نیز گاهی به تفنن ابیاتی می سرود سجع مهر او این بیت بود: تا که دست ناصرالدین خاتم شاهی گرفت صیتِ داد و معدلت از ماه تا ماهی گرفت بر صدر تذکره هائی که به عهد وی تألیف شده است اشعاری به نام او ثبت کرده اند که نمودار روشنی از ذوق ادبی این پادشاه قدرت طلب است هدایت در مقدمهء مجمع الفصحا طرفی از اشعار ناصرالدین شاه نقل کرده است و اینک نمونه ای از آن جمله: ای روی ماه تو را صد بنده همچو پری از رفتن تو رسد خجلت به کبک دری تشبیه روی ترا هرگز به مه نکنم زیرا که در نظرم زیباتر از قمری خورشید بزمگهی سلطان هر سپهی شایستهء کلهی زیبندهء کمری پیش تو بنده شدن بهتر ز پادشهی پای تو بوسه زدن خوشتر ز تاجوری بگذشتی از سر کین بر شاه ناصر دین بر قبله گاه زمین زاینسان مکن گذری( 15 ) قتل ناصرالدین شاه از اوایل ماه ذیعقدهء سال 1313 ناصرالدین شاه خود را برای برگزاری جشن آغاز پنجاهمین سال پادشاهی خویش آماده می کرد، او روز بیست و سوم ذیقعدهء سال 1264 به تخت سلطنت نشسته بود و در بیست و سوم ذیعقدهء سال 1313 درست چهل و نه سال از عمر فرمانروائی وی می گذشت قرار بود این جشن ها در طول یک هفته از هیجدهم تا بیست و چهارم ذیقعده برگزار گردد بدین مناسب بامداد روز هفدهم ذیعقدهء سال 1313 که یک روز به شروع جشن های هفت روزه باقی مانده بود، ناصرالدین شاه عزم شهرری کرد تا به زیارت مزار حضرت عبدالعظیم رود، در حرم حضرت عبدالعظیم صدای تیر تپانچه ای سکوت را شکست و گلولهء میرزا رضای کرمانی، شاه قدرتمند قاجار را از پای درآورد، او را در جوار بقعهء حضرت عبدالعظیم و در کنار مزار زن محبوبش جیران به خاک سپردند برای اطلاع بیشتر از احوال ناصرالدین شاه و اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در عهد پادشاهی وی گذشته از کتابهای تاریخ، این مآخذ نیز قابل توجه و مطالعه است: مجلهء یادگار ج 1 شماره 8 ص 27 : تفصیل انتخاب هیأت نمایندگی ایران برای رفتن به روسیه در سال 1244 مجلهء راه نو سال دوم ص 325 و سال سوم ص 20 از جنگ مرحوم علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه مطالب مختلف تاریخی راجع به : دورهء سلطنت ناصرالدین شاه سالنامهء امیرکبیر سال اول ص 11 : از مراسم جالب دربار ناصرالدین شاه مجلهء یغما سال 5 ص 207 واقعهء قتل ناصرالدین شاه کتاب ایران از نظر خاورشناسان ص 228 : ناصرالدین شاه و خانوادهء شاهی و رجال دربار او مجلهء یغما سال 2 ص 528 : اعلان جنگ روسیه به ایران در سال 1242 ه ق مجلهء دانش سالهای اول و دوم و سوم: اوضاع ایران در قرن نوزدهم مجلهء یادگار ج 3 شماره 10 ص 38 : جنگ ایران و انگلیس در سال 1273 ه ق مجلهء یغما سال 8 ص 206 و ص 246 : دو روز با ناصرالدین شاه در چمن زارهای سویس مجله آینده سال 2 ص 54 : تاریخچهء سیاست قاجاریه مجلهء روزگار نو ج 4 شمارهء 5 ص 17 ناصرالدین شاه قاجار و سفرهای او به انگلستان مجلهء یغما سال 11 ص 514 : حاج میرزا حسین خان سپه سالار و ترکمن های مرو مجلهء یغماسال 11 ص 130 : مسافرت ناصرالدین شاه به خراسان و مصاحبهء او با یک افسر انگلیسی مجلهء توشه جلد اول شماره های 3 و 4 و 5 و 6: ماجرای قتل ناصرالدین شاه مجلهء یغما سال 2 ص 159 : تسلیت نامهء ناصرالدین شاه در مرگ شاهزاده فرهاد میرزا معتمد مجلهء یادگار ج 2 شماره 7 ص 50 : حاجی میرزا حسین خان مشیرالدوله و حسام السلطنه مجلهء مهر سال 8 ص 273 : علت رفتن ناصرالدین شاه به فرنگ مجلهء یغما سال 2 ص 210 : قرارداد رویتر مجلهء یادگار ج 2 شماره 5 ص 41 : مسافرت ناصرالدین شاه به اروپا و برکناری میرزا حسین خان سپه سالار از صدارت مجلهء یغما سال 3 ص 343 : حرم ناصرالدین شاه کتاب هزار بیشهء جمالزاده ص 203 : قرضهء ناصرالدین شاه از انگلیسها مستخرجه از یادداشتهای مرحوم اعتمادالسلطنه مجلهء ارمغان سال 29 ص 86 : گزارشاتی از دورهء سلطنت ناصرالدین شاه: یغما سال 11 ص 547 : وقایع سفر ناصرالدین شاه به قم مجموعهء پانزده گفتار از آقای مجتبی مینوی ص 437 : نمایش لارنس هاوسمان دربارهء سفر ناصرالدین شاه به فرنگستان مجلهء شرق شماره های سال اول: جلب مهاجرین اروپائی در سال 1242 مجلهء یادگار ج 1 شمارهء 10 ص 26 : ولیعهد ناصرالدین شاه مجلهء اطلاعات ماهانه سال سوم شمارهء 9 ص 23 : مژدهء فتح هرات و مجلهء پیمان شماره های سال دوم: یادداشتهای تاریخی راجع به جنگ ایران و انگلیس در سال 1272 ه ق ( 1) - بنقل ناظم الاسلام کرمانی در تاریخ بیداری ایرانیان و مؤلف ریحانه الادب ج 4 ص 151 2) - می گویند مهد علیا دو چارقد یکی سیاه و دیگری الوان روی هم به سر کرده بود و می گفت: یکی برای عزاداری شوهرم و ) 3) - لقب اتابکی که بعد از دورهء سلجوقیان ) ( دیگری برای سلطنت پسرم (از شرح زندگانی من تألیف عبدالله مستوفی ج 1 ص 85 حتی به مرشد قلیخان لله، وزیر شاه عباس کبیر هم در ایالت خراسان و وزارتش داده نشده بود از مخترعات خود امیر نظام است که نظر به جوانی شاه این لقب نیمه پدرانه و نیمه استقلال طلبانه را برای خود فرمان صادر کرده است (از همان کتاب و همان مجلد 4) - برای اطلاع بیشتر رجوع به کلمهء باب در همین لغت نامه شود ( 5) - ناصرالدین شاه نسبت به وزیر اعظم خود [ ) ( ص 86 امیرکبیر ] کمال وفاداری را نشان داد، لیکن نظر به بسط نفوذ او که یگانه شخص محل انتظار بود خاصه در میان قشون و سربازان که دریافت حقوق مرتب و لباسشان را مدیون شخص او می دانستند محبوبیتی بکمال پیدا کرده و بالاخره آن باعث تشویش و اضطراب شاه گردید، به فرمان شاه در اطراف خانهء امیرکبیر یک عده مستحفظ گذاشته شد و به او ابلاغ گردید که به شغل وزارتش خاتمه داده شده است و بعد از این فقط فرماندهی قشون با او خواهد بود امیرنظام [ امیرکبیر ] این ابلاغ را به حسن اطاعت پذیرفت لیکن اقدام بی رویه و خارج از احتیاط سفیر روس که اعلام داشت امیر نظام معزول در حمایت تزار امپراطور روس می باشد و بعد هم تغییر مشی داد و از این مقام خود را کنار کشید، ممکن است بیشتر باعث برافروختن شاه و شدت خشم و غضب او 6) - میرزا محمدعلی سروش را بدین مناسبت قصیدهء معروفی است بدین ) ( شده باشد (از تاریخ ایران تألیف سایکس ج 2 ص 498 مطلع: افسر خوارزمشه که سود بکیوان با سرش آمد در این مبارک ایوان ( 7) - مهمترین مواد عهدنامه ای که به سال 1857 م در فرانسه به وسیلهء فرخ خان امین الدوله با دولت انگلستان بسته شد این است: الف ایران ولایت هرات و تمام خاک افغان را تخلیه کند ب دولت ایران از کلیهء دعاوی خود نسبت به هرات و به طور کلی سرزمین افغانستان صرف نظر کرده از حکام و امرای ولایت افغانستان مطالبهء ضرب سکه و تسلیم باج و خواندن خطبه به نام شاه ایران ننماید ج ایران در امور افغانستان مطلقاً دخالت و اخلال نکند و افغانستان را به عنوان مملکت مستقل به رسمیت شناسد د در صورت بروز اختلافی بین ایران و افغانستان دولت ایران رفع اختلاف را به حکمیت دولت انگلستان واگذارد ( 8) - پس از پیمان پاریس، در افغانستان بر سر امارت بین مدعیان قدرت کشمکش بود، از طرف دیگر گاهی حکمران هرات و زمانی والی قندهار به سیستان تجاوز می کردند و آن را جزء سرزمین خود قلمداد می نمودند، ناصرالدین شاه از 1861 تا 1863 [ م ] مکرر از دولت انگلیس تقاضا کرد از تجاوز افغانها به سیستان که جزء مسلم ایران است و سکنهء آن از قدیم ایرانی بوده و هستند جلوگیری کند و وساطت یا حکمیت نماید وزارت خارجهء انگلیس دولت علیاحضرت در مشاجرهء بین ایران و افغانستان بهیچ وجه نمی تواند دخالت کند و باید حل » : در 1863 صریحاً نوشت که اما چندی بعد دولت انگلیس « اختلاف به خود دو طرف منازعه واگذار شود تا بزور شمشیر تملک خود را بر سیستان ثابت نمایند را که قبلًا مرز « سِر فردریک گولدسمیت » رویهء خود را تغییر داده باستناد مادهء 6 پیمان پاریس پیشنهاد حکمیت به دولت نموده « لرد مویو » که از طرف « پولوک » بین بلوچستان ایران (مکران) و بلوچستان انگلیس را نیز تعیین کرده بود روانه داشته به اتفاق ژنرال فرمانفرمای هند اعزام شده بود با حضور نمایندگان ایران و افغان سیستان را به دو جزء تقسیم کرده بخش خاوری رود هیرمند را به 9) - اعضای این دارالشوری ) ( افغان واگذاشت و بخش باختری آن را جزء ایران قرار داد (از کتاب سال کیهان سال 1342 ص 205 به روایت مرحوم عبدالله مستوفی (در کتاب شرح زندگانی من ج 1 ص 152 ) عبارت بودند از: چهار نفر از شاهزادگان درجه اول: مؤیدالدوله، ملک آرا، اعتضادالسلطنه و نصرت الدوله، و بقیهء اعضاء عبارتند از: امیراصلان خان، مجدالدولهء قاجار، مؤتمن الملک وزیر خارجه، مشیرالدوله وزیر عدلیه، نظام الملک، قوام الدوله، غلامحسین خان سپهدار، دبیرالملک، معیرالممالک، علاءالدوله، پاشاخان امین الملک، محمودخان قره گوزلو، ناصرالملک و حسنعلی خان گروسی معتمدالملک برادر مشیرالدوله نیز بسمت ناظم دارالشوری منصوب شد (به سال 1288 ه ق) ( 10 ) - مشیرالدوله ترتیب تشکیل هیأت وزیران را در ضمن لایحه ای تهیه و تنظیم کرد و با مقدمه ای به عرض شاه رسانید در مقدمهء لایحه با اشاره به فواید وجود هیأت وزیران و مشخص گردیدن حدود اختیارات همین قدر باید عرض کنم که انتظام کل امور دولت بسته به این چند فقره » و میزان مسئولیتهای وزیران این نکته را می گنجاند که نظر به اهمیتی که تنظیم این لایحه در تشکیلات « مطالب ساده است، نتایج این مطالب را باید در امتحانات سایر دول مشاهده کرد مملکتی و اثری که در حوادث بعدی تاریخ ایران علی الخصوص پدید آمدن فکر انقلاب مشروطیت داشته است، ما در اینجا متن 166 نقل می کنیم: - تألیف عبدالله مستوفی صص 163 « شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهء قاجاریه » آن را از کتاب تشکیل دربار اعظم - سرکار اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاهی، کل امور دولت را در میان نه وزارت و یک صدارت تقسیم » - خواهند فرمود اساس نه وزارت ازین قرار است: 1- وزارت داخله 2-وزارت خارجه 3- وزارت جنگ 4- وزارت مالیات 5 وزارت عدلیه 6- وزارت علوم 7- وزارت فوائد 8- وزارت تجارت و زراعت 9- وزارت دربار 10 - صدرات عظمی اجرای جمیع اوامر پادشاهی و ادارهء کل امور دولت بر عهدهء این نه وزارت است ادارهء این نه وزارت محول به صدارت عظمی است دربار اعظم عبارت است از هیأت اجتماع این ده وزارت صدراعظم شخص اول دولت و رئیس دربار اعظم است عزل و نصب صدراعظم منحصر و موقوف به ارادهء اقدس همایون شاهنشاهی است عزل و نصب سایر وزراء به حکم اقدس همایون شاهنشاهی و موقوف به تعیین صدراعظم است در باب مجلس وزراء: کلیات امور دولت راجع به مجلس وزراء و حضور صدراعظم است صدراعظم شخص اول دولت و رئیس مجلس وزراست مسئولیت کل ادارات دولتی بر عهدهء صدراعظم است، به این معنی که ارجاع خدمات و صدور فرمایشات عِلّیّه بلاواسطه به شخص صدراعظم خواهد شد و صدراعظم هر امری که منوط به هر اداره است راجع خواهد داشت سایر وزراء هر کدامی مخصوصاً در محضر صدارت عظمی مسؤول امور وزارتی خود می باشند هر وزیری در امور وزارت خود کاملا مسلط است هیچ وزیری حق مداخله به امور وزارت دیگر ندارد و اما کل وزراء در شور کلیهء امورات دولتی شریک اعمال یکدیگر و عموماً مسئول امور دولت هستند در باب شرایط مشورت وزراء: عموم وزراء هر دوشنبه و پنجشنبه در یک اداره ای جنب ادارهء صدارت عظمی چهار ساعت به ظهر مانده جمع خواهند شد مطالب مشورت قبل از انعقاد مجلس معین خواهد شد که در آن روز از چه قبیل گفتگو بوده و چه مواد موقع مذاکره گذارده خواهد شد محل مشورت در یک محل مخصوص همیشه ثابت خواهد بود، خارج از آن دایرهء مشورت جایز نخواهد بود در دایرهء مشورت به هیچ کار دیگر اقدام نخواهد شد بجز وزراء هیچکس داخل دایرهء مشورت نخواهد شد در دایرهء مشورت مشغولیت خارج به هیچ وجه جایز نخواهد بود در باب اصول ترتیب وزارتخانه ها: هر وزارت باید یک وزارتخانهء مخصوص داشته باشد اجزای هر یک از وزارت ها از روی راپورت آن وزیر به صدارت عظمی و به تصدیق صدراعظم و به امضای اعلی حضرت اقدس همایون شاهنشاهی خواهد بود عده و مواجب و مناصب و تکلیف جمیع عمال وزارتخانه ها به حکم مشورت وزراء معین خواهد بود هیچ وزیری مأذون نیست که عدهء اجزاء وزارت خود را بدون اجازهء صدراعظم در مجلس مشورت زیاد و کم نماید هیچ وزیری نمی تواند بدون اجازهء مجلس منصب تازه اختراع نماید هیچ وزیری نمی تواند مواجب مناصب را تغییر دهد هیچ وزیری نمی تواند بدون اجازهء صدراعظم یکی از اجزای خود را از نوکری اخراج نماید مواجب مربوط و مخصوص منصب است و هیچ ربطی به اشخاص نخواهد داشت، مواجب حق و اجرت تکالیف نوکری است و به اصلِ منصبْ مخصوص است و وجود اشخاص به مواجب و حقوق دولتی ارتباط و بستگی ندارد، تنها اجرت خدمتی است که به اشخاص رجوع شده است، ترقی مناصب اجزاء از روی یک قاعدهء معین خواهد بود، اسم و رسم مواجب از هم جدا نیست و هرچه به ازای هر منصب داده می شود بی زیاد و نقصان همان می رسد مواجبی که حق شخصی اجزای وزارتخانه هاست بعد از این، اسم مواجب ندارد مستمری و مقرری گفته می شود اعطای این مستمری موافق یک قاعدهء مخصوص خواهد بود مستمری هرگز با مواجب مخلوط نخواهد شد در باب ترتیب وزارتخانه ها: به جهت ترتیب هر یک از این نه وزارتخانه یک قاعدهء جداگانه وضع خواهد شد چون وضع این قواعد موقوف به مشورت وزراء است، اول باید مشورت وزراء برقرار گردد روح دربار اعظم همین مشورت وزراء است هروقت مجلس وزراء موافق این اصولی که وضع شده قرار یافت دربار اعظم نیز برقرار شده است این اساس اصلی هرگاه درست منظم شود سایر امور دولت بتدریج انتظام خواهد یافت چیزی که حال برای ما واجب است این است که اصول موضوعه را که هیأت اجتماع آن را دربار اعظم می گوئیم درست و محکم نگاه بداریم و آنهم موقوف به عزم همایون شاهنشاهی است که اطاعت و محافظت این اصول را بر عهدهء جمیع وزراء مؤکد واجب بسازد صدراعظم باید مسئول کل باشد در حضور مبارک همایون، و جمیع وزراء و شعبات سپرده به خودشان مسئولند در نزد صدراعظم واسطهء مراودات امور دولت در خاکپای مبارک، شخص صدراعظم است، به این معنی که سایر وزراء مطالب و مستدعیات و راپرت کارهای وزارتخانهء خودشان را باید به صدراعظم اظهار نمایند و صدراعظم امورات لازمهء مهمّه را به خاکپای مبارک عرضه داشته تحصیل جواب نموده به هریک از وزراء که تعلق دارد مکتوباً اخطار نماید این است قاعدهء هیأت وزراء که به اصطلاح فرنگی ها کابینه می نامند، حالا رد یا قبول کل یا بعضی از فقرات معروضه موقوف به رأی صواب نمای سرکار اقدس شاهنشاهی روحنا فداه متن پاسخ و تأیید ناصرالدین شاه که « است الامر الاقدس الاعلی مطاع، معروضهء دوازدهم شهر شعبان المعظم 1289 صدراعظم جناب صدراعظم! این تفصیل وزراء دربار که نوشته » : در پاسخ و در ذیل معروضهء صدراعظم به خط خود نگاشته است چنین است اید بسیار پسندیدم و ان شاءاللله قرارش را به زودی بدهید و معمول بدارید که هر قدر به تعویق بیفتد باعث ضرر دولت است، 20 11 ) - در سال 1267 نخستین سیم تلگراف از عمارت سلطنتی به باغ لاله زار کشیده شد و در سال بعد سیمهائی بین ) « شعبان 1289 ناصرالدین - (Baron Julius de Reuter (13 - ( تهران و رشت و تبریز و مشهد و اصفهان و همدان و شیراز دایر گشت ( 12 شاه به وحشت افتاد و در صدد تبعید آشتیانی از تهران برآمد، مردم تهران بازار را تعطیل کردند و به اَرگ حکومتی و خانهء کامران میرزا نایب السلطنه هجوم آوردند و بین ایشان و قوای دولتی جنگی درگرفت و عده ای از مردم کشته شدند، اجساد کشتگان را در شهر گردش دادند و دامنهء شورش بالا گرفت و در نتیجه شاه تسلیم شد، لغو امتیاز انحصار تنباکو را اعلام کرد و در برابر دولت انگلیس متعهد شد که از صندوق دولت 500 هزار لیرهء انگلیسی به عنوان خسارت به شرکت انگلیسی بپردازد، بدین طریق اولین ضربت از طرف مردم به پیکر استبداد وارد آمد و اولین پایهء مبارزات مردم گذاشته شد (از کتاب سال کیهان 1341 ص 121 ) این مبلغ نیم ملیون لیره را ناصرالدین شاه از بانک شاهی انگلیس قرض کرد مرحوم عبدالله مستوفی آرد: الغای این قرارداد اولین قرض دولت ایران را به خارجه تشکیل داد زیرا قرار بر این شد که دولت انگلیس خرج و خسارت کمپانی را بپردازد و در عوض دولت 14 ) - مرحوم عبدالله ) ( ایران به آن دولت سندی بدهد و اصل و فرع آن را چند ساله بپردازد (شرح زندگانی من ج 1 ص 625 مستوفی در شرح سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه پس از واقعهء انحصار تنباکو آرد: ناصرالدین شاه مثل این است که از کار خسته شده است و علاقه ای به کارها نشان نمی دهد از طرف دیگر معلوم نیست بر اثر چه واقعه ای آن تجددخواهی که در زمان میرزا حسین خان سپهسالار داشت مبدل به یک تنفر از هر چیز تازه ای شده است و حتی مسافرت به اروپا را هم برای افراد جداً 15 ) - و هم از اوست: به بستان در بهاران چون گل نسرین شود پیدا خمش ) ( ممانعت می کند (شرح زندگانی من ج 1 ص 661 گردد چو یار من به صد تمکین شود پیدا به فردای قیامت کی ز جا فرهاد برخیزد مگر وقتی که در چشمش رخ شیرین شود پیدا تکلم چون نماید معجز عیسی شود ظاهر تبسم چون نماید خوشهء پروین شود پیدا اگر تا حشر بشکافند کوی آن ستمگر را تن مسکین شود ظاهر دل خونین شود پیدا.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
