ناشکیبی
[شِ] (حامص مرکب) جزع بی تابی بی قراری بی صبری بی آرامی ناشکیبائی : که ترسم مریم از بس ناشکیبی چو عیسی برکشد خود را صلیبینظامی آورده مرا به دلفریبی واداده به دست ناشکیبینظامی چون که دید او ستیزه کاری من ناشکیبی( 1) و بی قراری من نظامی (هفت پیکر ص 179 ) جادو سخنی به دلفریبی عاشق منشی به ناشکیبی ملاعبدالشکور بزمی بخود گفت این گل از بی عندلیبی سر و کارش بود با ناشکیبیوصال ( 1) - ن ل: بی شکیبی.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
