نازخاتون
(اِخ) دختر امیر کردستان بود و ضیاع و عقار فراوان داشت در دوران سلطنت الجایتو مردی به نام محمد که خطیب همدان بود و با نازخاتون غرضی داشت امیرچوپان را به تصرف املاک و اموال وی برانگیخت خواندمیر شرح واقعه را بدین صورت نوشته است: در اواخر ایام دولت الجایتو محمد نامی که خطیب همدان بود، بنابر غرضی که داشت قباله کهنه ای بنام نازخاتون بنت امیر کردستان به دست آورد و آن را به نزد امیرچوپان برده عرض کرد که پدر شما ملک بهادر در زمان هلاکوخان نازخاتون را اسیر گرفته بود و به حکم یرلیغ اسباب و املاک نازخاتون ملک ملک بهادر بوده و حالا به حسب ارث به شما می رسد و در مملکت عراق ضیاع و عقار نازخاتون بسیار است و امیرچوپان این سخن را کالنقش فی الحجر بر لوح دل نگاشته جمعی از نوکران خود را مصحوب آن قاضی متدین به ولایات بفرستاد تا چند موضع در قزوین و خرقان و همدان به تحت تصرف درآوردند و این حدیث غریب در میان شهر شهرت یافته هر برزگری که از مالک مزرعه نفرت داشت می گفت این موضع داخل املاک نازخاتونست لاجرم فریاد از نهاد خلایق برآمد و امیر ایسن قتلغ و خواجه رشید زبان به نصیحت امیرچوپان گشاده طوعاً او کرهاً او را از مقام خرخشه درگذرانیدند تا به همان چند موضع که گرفته بود قناعت نمود و در زمان سلطان ابوسعید بهادرخان که اختیار و اعتبار امیرچوپان به مرتبهء کمال رسید قاضی محمد به اتفاق دیگری از اهل دیانت خریطه ای کهنه که دویست تمسک که مشتمل بر اسباب و املاک دو سه ولایت نهاده بودند نزد امیرچوپان برده گفتند که ما در فلان موضع خانه می ساختیم ناگاه این قبالجات را که به اسم نازخاتونست یافتیم و امیرچوپان حاصل آن موضع را از شیر مادر حلال تر تصور کرده وکلاء او دست تصرف به مزارع و املاک رعایا دراز کردند و کار به جائی رسید که اسبابی را که به دو سه هزار دینار می ارزید مردم از وهم آنکه نگویند ملک نازخاتون بوده به دو سه دینار می فروختند (از تاریخ حبیب السیر ج 3 ص 118 ) و چون کار این فتنه بالا گرفت و ایمنی از میان مردم برخاست خواجه علیشاه جیلان جمیع ادعاهای امیرچوپان را بر املاک نازخاتون به مبلغ بیست هزار دینار بازخرید کرد و فتنه خوابید و نیز رجوع به تاریخ مغول ص 323 و 334 شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
