نازپرورد
[پَ وَ] (ن مف مرکب) کسی که به ناز و نعمت بزرگ شده باشد نازپرورده (فرهنگ نظام) نازپرور نازک طبع نازک مزاج که تحمل سختی و شدت ندارد که در ناز و نعمت پرورش یافته و زیسته است : کای خواجهء خوب نازپرورد ره پرخطر است باز پس گردنظامی وآن ساده سرین نازپرورد دانی که بزخم نیست درخوردنظامی نازپرورد بکر طبع مرا گم مکن با حجاب بازفرستخاقانی نازت بکشم که نازک اندامی بارت ببرم که نازپروردیسعدی ببخشای بر نالهء عندلیب الا ای گل نازپرورد منسعدی بهار میوه چو نوروز نازپرورد است که تا بلوغ دهان برنگیرد از پستانسعدی نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوهء رندان بلاکش باشدحافظ دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود نازپرورد وصال است مجو آزارشحافظ چه بار است بر جان پردرد من که خون شد دل نازپرورد من نزاری قهستانی نازپرورد هوا با نفس نتواند غزا زن که باشد لایق معجر چه مرد مغفر است؟ جامی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
