ناروائی
[رَ] (حامص مرکب) روا نبودن جایز نبودن حرمت عدم جواز غیرمجاز بودن || ظلم ستم بیداد || کساد (محمود بن عمر) (تاج المصادر بیهقی) بی رونقی نارواجی زیف تزیف کاسد شدن مقابل رائج بودن : و طاهر دبیر چون مترددی بود از ناروائی کار و خجلت سوی او راه یافته و چنان شد که بدیوان کم آمدی (تاریخ بیهقی ص 141 ) همیشه بازار علم و ادب و فضل و هنر در ساحت دولت او رونق پذیر و روا گرداناد و از کساد و ناروائی محفوظ و مصون داراد (تاریخ قم ص 10 ||) روا نشدن برآورده نشدن.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
