نارفته
[رَ تَ / تِ] (ن مف مرکب) آنکه نرفته باشد آرمیده آنکه هنوز عبور نکرده و نگذشته باشد (ناظم الاطباء) : کشتیم نارفته در ساحل فتاد ناقه تا شد ز اشک من در گل فتاد صهبای سیرجانی || نرسیده : از زمین نارفته پایش بر سر کرسی هنوز سر بود از ( شوق رقصان بر فراز چوب دار وحشی || انجام نداده از پیش نبرده : امیر بازگشت از آنجا کاری نارفته (تاریخ بیهقی ص 578 ||نرفته : بر این کهسار تاب ای ماهتابم فرو نارفته از کوه آفتابموصال || مستقبل آینده (ناظم الاطباء).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
