ناربن
[بُ] (اِ مرکب) درخت انار (برهان) (شمس اللغات) (انجمن آرا) (آنندراج) (غیاث اللغات) از: نار (انار)+ بن (ون)= نارون (حاشیهء برهان چ معین ص 2093 ) اناربن : کسی بر ناربن نارد لگد را که تاج سر کند فرزند خود رانظامی بهنگام خود گفت باید سخن که بیوقت برناورد ناربننظامی نظامی گر ندید آن ناربن را به دفتر در چنین خواند این سخن را نظامی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
