ناخواست
[خوا / خا] (ن مف مرکب)( 1)بلااراده (حاشیهء برهان چ معین) به معنی بی طلب باشد (برهان قاطع) (انجمن آرا) طلب نشده درخواست ناشده خواهش ناکرده (ناظم الاطباء) نخواسته (|| مص مرخم) کراهت نخواستن عدم رغبت بی میلی : جرمی که از تو آمد بر خویشتن گرفتم بسیار جهد کردم ناخواست را چه چاره رفیع مروزی سیری از من نپرسمت که چرا زانکه ناخواست را بهانه بسی است عمادی شهریاری - بناخواست؛ کرهاً جبراً قسراً عنفاً به زور به ستم به اجبار (یادداشت مؤلف (||) ن مف مرکب) هر چیز که بر پای کوفته شده باشد عموماً و زمین بپا کوفته شده را نیز گویند خصوصاً (برهان قاطع) (آنندراج) آنچه بپای کوفته باشند (شمس اللغات ||) پاسپرده ناشده پایمال ناشده (ناظم الاطباء)( 2) رجوع به ناخوست شود ( 1) - از: نا (نفی، سبب) حاشیهء ص 2091 برهان چ معین) ( 2) - دو معنی متضاد رجوع به ) ne-xasti + خواست (خواسته) (اسم مفعول مرخم)، کُردی ناخوست شود.
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
