ناخن فروکردن
[خُ فُ کَ دَ] (مص مرکب) کنایه از تأثیر کردن در مزاج : کند نغمه مستانه ناخن فرو که چون باد پیچد صدا در کدو ظهوری (از آنندراج) -ناخن در جگر فروکردن؛ رجوع به ناخن در جگر شکستن شود : فرو کرده ای ناخنی در جگر نباشد چرا دیده گلبرگ تر؟ ظهوری (از آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
