ناخن زدن
[خُ زَ دَ] (مص مرکب)برانگیزانیدن و جنگ انداختن میان دو کس (ناظم الاطباء) کنایه از جنگ انداختن میان دو کس باشد (برهان قاطع) در میان دو کس فتنه انداختن (آنندراج)( 1) و نیز رجوع به ناخن بریکدیگر زدن شود : میزند چشم تو هر لحظه به مژگان ناخن ترسم ای شوخ میان من و تو جنگ شود ملاغنی (از آنندراج) چو تو سوار شوی ماه نو زند ناخن که در میان دو خورشید گرم سازد جنگ قاضی نورالدین (از آنندراج) غمزه ات چون با دل مجروح من جوید نزاع گر نخواهی خون شود بهر چه ناخن میزنی مخلص کاشی (از آنندراج ||) کنایه از اعتراض و ایراد کردن بر کسی (آنندراج) : تو چون گذر کنی آنجا به نظم رنگینم که مصرعش چمنی کرد و بیت بستانی ضمیر وی به من اینجا نشان دهد هر جا که ناخنی بزنی یا سری بجنبانی عرفی (از آنندراج ||) ناخن خلانیدن ناخن رساندن : شد از زخمه مضراب مطرب کبود ز ناخن زدن ناخنش گشت سودطالب ( 1) - و این از اهل زبان بتحقیق رسیده و بدیهی است که چون خواهند کسی را بر سر ستیزه آرند ناخن بهم زنند و این اشارهء تحریک عربده است (آنندراج).
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
