ناخجسته
[خُ جَ تَ / تِ] (ص مرکب)شوم بدقدم نافرخنده مشئوم نحس نامبارک نامیمون منحوس که خجسته و فرخنده نیست : جغد را نفرین کرد و برین واسطه مردمان عجم او را شوم دانند بانگ ناخجسته والله که او را هیچ گناه نباشد (قصص الانبیاء ص 33 ) از پیل و بوم شوم تر و ناخجسته تر دیدار روی اوست به سیصد هزار بار سوزنی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
