ناچریده
[چَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) چرا ناکرده چیزی نخورده دهان یا لب به خوردنی نزده لب به خوردنی و آشامیدنی نزده که چیزی نخورده است گرسنه و تشنه : دهان ناچریده دو دیده پر آب همی بود تا سر کشید آفتابفردوسی سه روز است تا ناچریده لبان همی رزم سازم به روز و شبانفردوسی بدین سان همی رفت روز و شبان پر از غم دل و ناچریده لبانفردوسی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
