نابودن
[دَ] (مص منفی) نیستی عدم نبودن مقابل بودن به معنی وجود : مرا ارادت نابودن و بدن نرسید که بودمی به مراد خود از دگر کردار ناصرخسرو نابودن خود بدیدهء عقل ببین آنگه اگرت کری کند غم میخور کمال اسماعیل.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
