نابغهء جعدی
[بِ غَ یِ جَ ] (اِخ) از شاعران قوی طبع جاهلیت و اسلام است در نام و نسب جعدی اختلاف است ابوالفرج اصفهانی نام او را حیان بن قیس بن عبدالله آورده است( 1) و صاحب ریحانه الادب: قیس بن عبدالله، یا قیس بن کعب بن عبدالله( 2) و صاحب قاموس الاعلام، حسان بن قیس بن عبدالله( 3) نوشته است( 4) کنیت او را صاحبان تذکره ها به اتفاق ابولیلی نوشته اند وی از شاعران مخضرم( 5) و از اصحاب و مدیحه گویان پیغمبر اسلام است بدوران جاهلیت اشعاری سرود و از آن پس روزگار خموشی گزید و لب از شعر فروبست( 6) و چون بعد از بعثت محمد بن عبدالله به اسلام گروید در مدح اسلام و پیغمبر اسلام شعر گفتن را از سرگرفت (اغانی ج 5 و تاریخ آداب اللغه العربیه ج 1 ص 175 ) و بسبب غلیان طبع و زبان بشاعری گشودن او را نابغه لقب داده اند (تاریخ آداب اللغه العربیه)( 7) وی در عهد جاهلیت خمر و مسکر را منکر شمرد و ازلام و اوثان را ابطال کرد و این از اشعار اوست در عهد جاهلیت: الحمد لله لاشریک له من لم یقلها فنفسه ظلما وی متوجه دین ابراهیم بود و روزه میگرفت و استغفار می کرد (اغانی ج 5 ص 9) و چون بنزد پیغمبر آمد و اسلام آورد گفت: اتیت رسول الله اذ جاء بالهدی و یتلو کتاباً کالمجره نیرا و جاهدت حتی ما أحس و من معی سهیلا اذا مالاح تمت غورا اُقیم علی التقوی و أرضی بفعلها و کنت من النار المخوفه أوجرا این شعر را در حضور پیغمبر اسلام خواند: بلغنا السماء مجدنا و جدودنا وانا لنبغی فوق ذلک مظهرا پیغمبر را شگفت آمد و گفتش: ابولیلی مظهر کجاست؟ جوابداد بهشت پیغمبر گفت بگو ان شاءالله وی گفت ان شاءالله و چون این ابیات را بر پیغمبر خواند: و لاخیر فی حلم گویند پس از آن صد « نیکو گفتی لایفضض الله فاک » اذا لم یکن له حلیم اذا ما اوردالامر أصدرا پیغمبر در حقش دعا کرد که سال زیست و هیچیک از دندانهایش فرو نیفتاد (اغانی ج 5) در آثار بعض سخنوران پارسی بدین داستان اشاراتی هست: بر لب و دندان آن شاعر که نامش نابغه ست کی دعا کردی رسول هاشمی خیرالوری منوچهری تا سخنم مدح خاندان رسول است نابغه طبع مرا متابع و یار استناصرخسرو با عمر هم روزگاری ملازم بود اما در عهد عثمان از خلیفهء سوم وداع کرد و به قبیلهء خود بازگشت( 8) و سپس به دوران خلافت علی (ع) نزد وی آمد و ملازم او در جنگ صفین بود روزگاری را هم به ملازمت منذر در حیره گذرانده است و در قصیدتی بدین مطلع: خلیلی عوجا ساعه و تهجرا ولوماعلی مااحدث الدهر أوذرا اشارتی بدین مطلب دارد (تاریخ آداب اللغه العربیه ج 1 ص 176 ) ابوالفرج اصفهانی سن وی را یکصد و هشتاد سال روایت کرده است (اغانی ج 5 ص 6) و این بیت شاهد طول عمر وی است: لبست أناساً فافنیتهم و أفنیت بعد أناس اناسا ثلاثه اهلین افنیتهم و کان الاله هو المستآسا( 9) ابن قتیبه گوید که جعدی دویست و بیست سال زندگی کرد و در اصفهان بمرد و اصفهانی صحت این روایت را بعید نمیداند بدلیل آنکه در زمان عمر وی را 180 ساله دانسته و پس از آنهم زمان خلفای بعدی را درک کرده است و روزگاری دراز زیسته (اغانی ج 5) صاحب اغانی جعدی را مسن تر از نابغهء ذبیانی میداند و با اشارت بدین شعرش: و من یکُ سائلا عنی فانی من الفتیان ایام الخناق او را معاصر با منذربن المحرق میداند و اضافه می کند که نابغهء ذبیانی معاصر و مداح نعمان بن منذر بوده است و اینکه پیش از جعدی مرده و اسلام را درک نکرده است، دلیل بر تقدمش نیست (اغانی ج 5 ص 6) ابولیلی در عهد عمر متوفی 23 هجری، صد و هشتاد سال عمر داشته و بعد از آن تا زمان خلافت عبدالله بن زبیر متوفی 73 هجری، هم در قید حیات بوده (ریحانه الادب ج 4 ص 137 ) گویند که در تمامی عمر خود دندانهایش سالم و مانند گل بابونه براق بوده و اص آسیبی ندیده و هرکدام از ثنایای او افتادی در عوض آن برآمدی و در ناسخ التواریخ گوید این قضیه در اثر دعای حضرت نبوی بوده که آن حضرت دو مرتبه فرمودند لایفضض الله فاک (ریحانه الادب ج 4 ص 136 ) قال الاصمعی قلت بعضهم: ما تقول فی شعر الجعدی؟ قال صاحب ( خلقان عنده مطرف بألف و خلق بدرهم و فرزدق گفت صاحب خلقان، یکون عنده مطرف بألف و خمار بواف (الموشح ص 64 در هجا قوی طبع بوده و داستان مهاجاه وی با لیلی اخیلیه معروف است (تاریخ آداب اللغه العربیه ج 1 ص 117 ) وی با اوس بن مغراء و لیلی اخیلیه و کعب بن جمیل مهاجاه داشت و بر آن همه غلبه کرد (اغانی ج 5) او راست در توصیف اسب: کأن مقطّ شراسیفه الی طرف القتب فالمنقب لطمن بترس شدیدالصقا- ل من خشب الجوز لم یثقب (تاریخ آداب اللغه العربیه ج 1 ص 117 ) برای اطلاع از احوال و آثار نابغهء جعدی به این ماًخذ رجوع شود: المرصع ص 91 ، اعلام زرکلی ج 1 و 3، عقدالفرید ج 1 و 2 و 3 و 6 و 7، المعرب جوالیقی، حدائق السحر، الاستیعاب ج 1 ص 310 ، الجماهر، ذکر اخبار اصبهان ج 1، عیون الاخبار ج 1 و 2 و 3 و 4، البیان والتبیین ج 1 و 2، اغانی ج 5، الشعر و الشعراء ص 158 ، جمهره اشعار العرب ص 145 ، خزانه الادب ج 1 ص 512 ، طبقات الشعراء ابن (1) سلام طبقهء دوم شاعران جاهلیت، معجم المطبوعات، الموشح ص 64 ، المؤتلف ص 191 ، المعمرین ص 64 و ریحانه الادب ج 4 3) - قاموس الاعلام (ذیل جعدی) ( 4) - مؤلف ریحانه الادب آرد: و اما اسم ) 2) - ریحانه الادب ج 4 ص 136 ) - اغانی ج 5 ص 3 نابغهء جعدی چنانکه موافق مدارک موجود نزد این نگارنده نگارش دادیم قیس بن عبدالله یا کعب بوده و اینکه در قاموس الاعلام نام او را حسان بن قیس بن عبدالله نوشته مأخذی ندیدم (ریحانه الادب ج 4 ص 137 ) و برای اطلاع بیشتر از نام و نسب جعدی و 5) - مُخَضرَم: من مضی شی ء من عمره فی الجاهلیه و شی ء فی ) ملاحظهء اختلاف اقوال، رجوع شود به اغانی ج 5 ص 3 و 4 - (7) ( الاسلام (المنجد) ( 6) - بروایتی که حمزهء اصفهانی نقل کرده است، وی سی سال تمام بترک شاعری گفت (اغانی ج 5 صاحب الموشح بنقل از اصمعی آرد: افحم النابغه ثلاثین سنه بعد قوله الشعر ثم نبغ فقال و الشعر الاول من قوله جید و الآخر کأنه 8) - از جریانات عهد خلافت عثمان افسرده شد و بهمین جهت خلیفه و حسنین را وداع ) ( مسروق لیس بجید (الموشح ص 165 9) - و چون این شعر نزد عمر بن خطاب خواند، ثلاثه اهلین افنیتهم، ) ( کرده باز بقبیلهء خود ملحق شد (ریحانه الادب ج 4 ص 137 ( عمر پرسید: با هر اهلی چه مدت زیستی؟ جعدی گفت: شصت سال! (اغانی ج 5 ص 7.
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
