نابسته
[بَ تَ / تِ] (ن مف مرکب) نبسته || زخمی که آن را نبسته و مرهم بر وی نگذاشته باشند (ناظم الاطباء) : تن پیلتن را چنان خسته دید همه خستگیهاش نابسته دیدفردوسی || آزاد نامقید آنکه گرفتار نشده است مقابل بسته به معنی اسیر و گرفتار : وزان زاری و نالهء خستگان ببند اندرآیند نابستگانفردوسی.
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
