نابستگی
[بَ تَ / تِ] (حامص مرکب)بسته نبودن || عدم رفادهء جراحت که هنوز به روی آن مرهم نگذاشته و آن را نبسته باشند (ناظم الاطباء) : بر او گشت گریان و رخ را بخست بدرید پیراهن او را ببست بدو گفت مندیش کاین خستگی است تبه بودن این ز نابستگی استفردوسی تنش را نگه کرد و آن خستگی تبه دید خسته ز نابستگیفردوسی.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
