نابسامانی
[بِ] (حامص مرکب) بی بند و باری اختلال خلل خرابی : و بسیار زهاد و ابدال را به شیراز کشته و فساد و خرابی و نابسامانی کرده (تاریخ سیستان ||) فسق فجور || تبه کاری غی ستمکاری ظلم : بربائی از آن بدین دراندازی گرگی بمثل ز نابسامانیمسعودسعد.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
