نابرومند
[بَ مَ] (ص مرکب) زمین بائر ناآباد متروک ویرانه : وگر نابرومند جائی بود وگر ملک بی پر و پائی بود که ناکشته باشد به گرد جهان زمین فرومایگان و مهانفردوسی وگر نابرومند راهی بود وگر بر زمین گورگاهی بودفردوسی || مقابل برومند رجوع به برومند شود : بسان میوه دار نابرومند امید ما و تقصیر تو تا چند؟نظامی.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
