نابرده
[بُ دَ / دِ] (ن مف مرکب) نبرده تحمل نکرده -نابرده رنج؛ بدون تحمل رنج : نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد سعدی || نبرده -نابرده دست؛ دست نبرده دست نزده : نهفته همه بوم گنج من است نیاکان بدو هیج نابرده دستفردوسی بدین درج و این قفل نابرده دست نهفته بگوئید چیزی که هستفردوسی - نابرده گمان، گمان نبرده:بامدادی ز پی صید برون رفت بدشت بامی و مطرب و نابرده به پرخاش گمان ازرقی.
درگاه پرداخت ایران کیش برای ووکامرس
با ایرانکیش، پرداخت آنلاین مشتریان فروشگاه ووکامرس شما سریع، ایمن و با پشتیبانی شبکه شتاب انجام میشود.
مشاهده جزئیات محصول
