نابدید
[بِ] (ص مرکب) مقابل بدید (شعوری) غایب (منتهی الارب) ناپیدا که دیده نشود نامرئی ناپدید پنهان و رجوع به ناپدید شود : بحر عشق یار بی پایان و ساحل نابدید در مطلب بی شمار و قعر دریا نابدید( 1) ابوالمعانی (از شعوری) کاروان گر نابدید از چشم ماست نک دلیل راه آهنگ دراست صهبای سیرجانی ( 1) - ظ: ناپدید.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
