نائی
(ص نسبی) نی زننده نی نوازنده (ناظم الاطباء) نی نواز نئی (آنندراج) قراری قصاب (منتهی الارب) نای زن نی زن کسی که نی می نوازد : گاه گوئیم که چنگی تو بچنگ اندریاز گاه گوئیم که نائی تو بنای اندردمفرخی به زیر گل زند چنگی به زیر سروبن نائی به زیر یاسمن عروه به زیر نسترن عفری منوچهری یکدست تو با زلف و دگر دست تو با جام یک گوش به چنگی و دگرگوش به نائی منوچهری آن یکی نائی که نی خوش می زده ست ناگهان از مقعدش بادی بجستمولوی اثر نالهء نی نیست مگر از نائیقاآنی ای باده فروش من سرمایهء جوش من ای از تو خروش من من نایم و تو نائی؟ برآورد نائی دم صور را ببرد از چراغ خرد نور را هاتفی (از شعوری ||) نبات و شکر مصفا (ناظم الاطباء) (اشتینگاس) (شعوری).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
