نااستوار
[اُ تُ] (ص مرکب) غیرمحکم (شعوری) سست ناپایدار بی ثبات نامطمئن ناخاطرجمع بی اعتبار: هرط فی الکلام؛ سخن نااستوار و ردی گفت امر مُعثَلِب؛ کاری نااستوار (منتهی الارب) سخنی نااستوار، بی اعتبار و نادرست بندی نااستوار سست پیمانی نااستوار، ناپایدار و بی اعتبار : ببینیم تا گردش روزگار چه بندد بدین بند نااستوارفردوسی کسی کاستواری نه کارش بود همه کار نااستوارش بود درخت از پی آن بود دیرپای که پاش از سکونت نجبند ز جای گرانسنگ باید چو پولاد گشت خس است آنکه بازیچهء باد گشت( 1) امیرخسرو - نااستوار کردن؛ سَفْسَ فَه مَرْدَلَه (منتهی الارب ||) خائن (السامی فی الاسامی) (مهذب الاسماء) خوان (دهّار) خائن و ناقابل آدم (شعوری) آدمی که امین نبود خائن و نمک بحرام (ناظم الاطباء) خیانتکار نادرست غیرامین غیرمؤتمن : نیایدش [ شاه را ] دستور نادان به کار دبیران نادان نااستوارابوشکور ششم گردد ایمن به نااستوار همی پرنیان جوید از خاربارفردوسی ز نا استواران مجوی ایمنی چو یابی بزرگی میاور منیاسدی هر که عهدش سست و شد نااستوار دور شو از وی مدارش دوستدار میرنظمی (از فرهنگ شعوری) ( 1) - شاهد در بیت اول است.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
