میهمانی
(حامص) مهمانی. عمل میهمان کردن یا شدن. ضیافت کردن یا شدن :
کسی کو کند میزبانی کسی را
نباید که بگریزد از میهمانی.منوچهری.
از خون من فرستی هر دم نوالهء هجر
یک ره به خوان وصلم ناکرده میهمانی.خاقانی.
رجوع به مهمانی شود.
کسی کو کند میزبانی کسی را
نباید که بگریزد از میهمانی.منوچهری.
از خون من فرستی هر دم نوالهء هجر
یک ره به خوان وصلم ناکرده میهمانی.خاقانی.
رجوع به مهمانی شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
