میویزج
[می زَ] (معرب، اِ)(1) میویزک. حب الراس. اسطافیس اغریا. زبیب الجبل. زبیب بری. (یادداشت مؤلف). زبیب الجبل است. (تحفهء حکیم مؤمن). هو الزبیب الجبلی و فی شربه خطر. حار یابس فی الثالثه. الشربه منه ثلاث حبات... (از بحر الجواهر). ضرس العجوز. (از تذکرهء داود ضریر انطاکی ص335). و رجوع به مترادفات این لغت شود.
.
(فرانسوی)
(1) - Staphisaigre
.
(فرانسوی)
(1) - Staphisaigre
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
