میویز
[می] (اِ) مویز. میمیز. کشمش. (یادداشت مؤلف) : از وی [ از مالن ] میویز طایفی خیزد. (حدود العالم). و نبیذ و خرما و میویز چون اندک طبخی بیابد حلال شود. (راحه الصدور راوندی). چون عصیر خرما و میویز و انگور به هم بیامیزند. (راحه الصدور راوندی).
باز میویز فراوان به تنقل می خور
آن زمان از سر گردوی کنک مغز درآر.
بسحاق اطعمه.
و رجوع به مویز شود.
باز میویز فراوان به تنقل می خور
آن زمان از سر گردوی کنک مغز درآر.
بسحاق اطعمه.
و رجوع به مویز شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
