میمند
[مَ مَ / می مَ](1) (اِخ) قصبه ای است از مضافات غزنین. (برهان) (غیاث). شهری از مضافات غزنین. (ناظم الاطباء). نام قریه ای به غزنه میان بامیان و غور و احمدبن حسن میمندی وزیر سلطان محمود غزنوی از آنجاست. (یادداشت مؤلف). موضعی است به غزنین و از آنجا بوده خواجه احمدحسن میمندی وزیر سلطان محمود که عنصری در تعریف باغ و خانهء او قصیده ای ساخته و در آن گفته است:
بدان صفات به میمند باغ خواجهء ماست
که کدخدای جهان است و سید احرار.
عنصری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 108).
سوی یمن آباد و میمند رفت به تماشا و شکار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص528).
(1) - یاقوت در معجم البلدان «میمند» به کسر میم اول و فتح میم دوم ضبط کرده است و در فارسی اصح به فتح هر دو میم است مرکب از می (باده) + مند (پسوند اتصاف).
بدان صفات به میمند باغ خواجهء ماست
که کدخدای جهان است و سید احرار.
عنصری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 108).
سوی یمن آباد و میمند رفت به تماشا و شکار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص528).
(1) - یاقوت در معجم البلدان «میمند» به کسر میم اول و فتح میم دوم ضبط کرده است و در فارسی اصح به فتح هر دو میم است مرکب از می (باده) + مند (پسوند اتصاف).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
