میلاویه
[یَ / یِ] (اِ مرکب) شاگردانه بود. (لغت فرس اسدی). میلاوه :
میلاو منی ای فغ و استاد توام من
پیش آی و سه بوسه ده و میلاویه می لاو(1).
رودکی.
و رجوع به میلاوه و میلاو شود. || دشت. دست لاف. (یادداشت مؤلف). و رجوع به لاویدن و دست لاف شود. || جایزه. (یادداشت مؤلف).
(1) - به نظر می رسد که فعل، امر مؤکّد «می لاو» (می + لاو) از مصدر «لاویدن» است به معنی درخواستن و تقاضا کردن، مانند «می کوش» و «می باش» از «کوشیدن» و «باشیدن»، که چسبیدن پیش جزء «می» بر سر فعل امر «لاو»، موجب اشتباه شده است. رجوع به لاویدن شود.
میلاو منی ای فغ و استاد توام من
پیش آی و سه بوسه ده و میلاویه می لاو(1).
رودکی.
و رجوع به میلاوه و میلاو شود. || دشت. دست لاف. (یادداشت مؤلف). و رجوع به لاویدن و دست لاف شود. || جایزه. (یادداشت مؤلف).
(1) - به نظر می رسد که فعل، امر مؤکّد «می لاو» (می + لاو) از مصدر «لاویدن» است به معنی درخواستن و تقاضا کردن، مانند «می کوش» و «می باش» از «کوشیدن» و «باشیدن»، که چسبیدن پیش جزء «می» بر سر فعل امر «لاو»، موجب اشتباه شده است. رجوع به لاویدن شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
