میشینه
[نَ / نِ] (ص نسبی) منسوب به میش. آنچه به میش نسبت دارد. || شهلا. اشهل. به رنگ چشم میش. میشی. میشین. (از یادداشت مؤلف): چشمی میشینه، چشمی شهلاء. (مهذب الاسماء). || (اِ) از نوع میش. از جنس میش، ضأن. عاطفه. مقابل بزینه به معنی از نوع بز. (از یادداشت مؤلف). در گناباد خراسان به نوعی از گوسپند اطلاق می شود که دارای پشم است، مقابل بزینه. (یادداشت پروین گنابادی). || گلهء میش. (ناظم الاطباء). گلهء گوسفند. (آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
