میشته
[تَ / تِ] (اِ) معلم جهودان. (ناظم الاطباء) (صحاح الفرس) (لغت فرس اسدی) (از فرهنگ اوبهی) (از برهان) (از آنندراج) (از انجمن آرا) :
چونین بتی که صفت کردم(1)
سرمست پیش میشته بنشسته.
عمارهء مروزی (از لغت فرس اسدی).
این کلمه در لغتنامهء اسدی (چ اقبال ص421) میشنه آمده است. رجوع به میشته و مشنا شود.
(1) - ن ل: دیدم چنین بتی که صفت کردم. (وزنِ مصراعِ متن مغشوش است).
چونین بتی که صفت کردم(1)
سرمست پیش میشته بنشسته.
عمارهء مروزی (از لغت فرس اسدی).
این کلمه در لغتنامهء اسدی (چ اقبال ص421) میشنه آمده است. رجوع به میشته و مشنا شود.
(1) - ن ل: دیدم چنین بتی که صفت کردم. (وزنِ مصراعِ متن مغشوش است).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
