می زدگی
[مَ / مِ زَ دَ / دِ] (حامص مرکب)صفت و حالت می زده. شراب زدگی. (یادداشت مؤلف). مخموری. مستی :
به پنجشنبه که روز خمار می زدگی است
چو تلخ باده خوری راحتت فزاید(1) خود.
منوچهری.
و رجوع به می زده شود.
(1) - ن ل: فروشد.
به پنجشنبه که روز خمار می زدگی است
چو تلخ باده خوری راحتت فزاید(1) خود.
منوچهری.
و رجوع به می زده شود.
(1) - ن ل: فروشد.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
