میراثی
(ص نسبی) منسوب و متعلق به میراث. || مال موروثی و ارثی. (ناظم الاطباء). مال میراث. مرده ریگ. مرده ری. مال که از دیگری به نسب یا سبب پس از مرگ او رسیده باشد. مقابل مکتسب :
مال میراثی ندارد خود وفا
چون بناکام از گذشته شد جدا.مولوی.
|| میراث برنده. ارث بر. وارث. که میراث از مرده برد : چون امیرمحمود بشرب و عیش و اتلاف و طیش چنانک شیوهء میراثیان باشد. (تاریخ جهانگشای جوینی).
مرد میراثی چه داند قدر مال
رستمی جان کند مجان یافت زال.مولوی.
و رجوع به میراث خوار شود.
مال میراثی ندارد خود وفا
چون بناکام از گذشته شد جدا.مولوی.
|| میراث برنده. ارث بر. وارث. که میراث از مرده برد : چون امیرمحمود بشرب و عیش و اتلاف و طیش چنانک شیوهء میراثیان باشد. (تاریخ جهانگشای جوینی).
مرد میراثی چه داند قدر مال
رستمی جان کند مجان یافت زال.مولوی.
و رجوع به میراث خوار شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
