آیین پرست
[پَ رَ] (نف مرکب) مطیع. منقاد. تابع. پیرو :
عروسانه بر کرسی زر نشست
شهنشاه را گشت آیین پرست.نظامی.
عروسانه بر کرسی زر نشست
شهنشاه را گشت آیین پرست.نظامی.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
