اسپ چوبین
[اَ پِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) اسبی که از چوب کنند. || نی که اطفال و بازیگران بر آن سوار شوند(1). || کنایه از کشتی :
بدریا میشدم هر سو شتابان
سوار اسپ چوبین همچو طفلان.سلیم.
|| کنایه از تابوت :
شهی که بسته دو صد اسپ بر درش غافل
که سرطویلهء آنهاست اسپ چوبینش.
واعظ قزوینی.
(1) - چون طفل نی سوار بمیدان روزگار
در چشم خود سواره ولیکن پیاده ایم.
بدریا میشدم هر سو شتابان
سوار اسپ چوبین همچو طفلان.سلیم.
|| کنایه از تابوت :
شهی که بسته دو صد اسپ بر درش غافل
که سرطویلهء آنهاست اسپ چوبینش.
واعظ قزوینی.
(1) - چون طفل نی سوار بمیدان روزگار
در چشم خود سواره ولیکن پیاده ایم.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
