ازغب
[اَ غَ] (ع ص)(1) صاحب زَغَب. پُرزدار. مزغّب. || انجیر بزرگ و خیار کوچک زغب دار. || اسب ابلق. || شتر خاکسترگون. || کوه که سپیدی او بسیاهی آمیخته بود. (منتهی الارب). ج، زُغب. || (ن تف) نعت تفضیلی از مزغب. مزغب تر.
(1) - Velue. Pileux.
(1) - Velue. Pileux.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
