از بر
[اَ بَ رِ] (حرف اضافهء مرکب) (پهلوی: اَزْ، اَپَر) بر. از فراز. روی. بالایِ. فوق :
یکی آتشی برشده تابناک
میان باد و آب از بر تیره خاک.فردوسی.
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیره گون.
فردوسی (در وصف اژدها).
جهاندار کیخسرو آمد ز گاه
نشست از بر تیره خاک سیاه.فردوسی.
بفرمود پس تا منوچهرشاه
نشست از بر تخت زر با کلاه.فردوسی.
یکی آتشی برشده تابناک
میان باد و آب از بر تیره خاک.فردوسی.
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیره گون.
فردوسی (در وصف اژدها).
جهاندار کیخسرو آمد ز گاه
نشست از بر تیره خاک سیاه.فردوسی.
بفرمود پس تا منوچهرشاه
نشست از بر تخت زر با کلاه.فردوسی.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
