کلک
[کَ لَ] (ص مصغر) تصغیر کل باشد که کچل است. (برهان). مصغر کل بمعنی کچل. (ناظم الاطباء). کل کوچک. کچل کوچک. (فرهنگ فارسی معین). از کل (کچل) و ک (پسوند تصغیر). (حاشیهء برهان چ معین). کل خرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
برجهید از جا و گفتا بخ لک
آفتابی تاج گشتت ای کلک.
مولوی (مثنوی چ رمضانی ص257).
|| گاومیش نرینهء جوان را هم می گویند. (برهان) (از ناظم الاطباء). گاو میش نر جوان. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین). مصغر کَل بمعنی گوسفند و گاو نر. (حاشیهء برهان چ معین).
برجهید از جا و گفتا بخ لک
آفتابی تاج گشتت ای کلک.
مولوی (مثنوی چ رمضانی ص257).
|| گاومیش نرینهء جوان را هم می گویند. (برهان) (از ناظم الاطباء). گاو میش نر جوان. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین). مصغر کَل بمعنی گوسفند و گاو نر. (حاشیهء برهان چ معین).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
